close
تبلیغات در اینترنت
عربی راهنمایی.


جستجوگر

درباره ما

در این سایت به مطالب مربوط به رایانه پرداخته می شود. البته مطالب دیگری مانند مطالب و نمونه سوالات درسی را در اختیار شما می گذارد.

آمارگير

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 96
  • کل نظرات : 15
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • تعداد اعضا : 26
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 344
  • بازديد ديروز : 526
  • بازديد کننده امروز : 28
  • بازديد کننده ديروز : 59
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل ديروز: 16
  • بازديد هفته : 870
  • بازديد ماه : 7,826
  • بازديد سال : 111,076
  • بازديد کلي : 261,583
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.72.162
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهاي اختصاصي

    logo-samandehi
تصویر

آخرين ارسالي هاي انجمن

درس اول الفباي عربي براي آموختن هر زبان بايد كلمات آن زبان را ياد گرفت و چون كلمات از حروف تشكيل مي شوند، پس ابتدا به شناخت حروف مي پردازيم. حروف نشانه هايي هستند كه الفباي زبان هر قوم و ملتي را تشكيل مي دهند و در زبان ها ي مختلف تعداد آن ها متفاوت است. تعداد حروف زبان عربي بيست و نه حرف است كه عبارت اند از: الف، أ، ب، ت، ث، ج،‌ ح، خ، د، ذ، ر، ز، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ك، ل، م، ن، و، ه، ي.     نکته : الفبای عربی همان الفبای فارسی است فقط به جز جهار حرف « گ، چ، پ، ژ » که مختصّ زبان فارسی است. چند تذکر مهم: اسم ها از نظر جنس بر دو نوع اند: 1-     مذکر: اسمی که بر جنس نر دلالت می کند و در آخرش غالبتاً «ة» نباشد. مثل: محمد، کرسی و ... . 2-     مونث: اسمی که بر جنس مادّه دلالت می کند و در آخرش غالبتاً «ة» باشد. مثل: فاطمة و ... . در زبان عربی کلمه از سه قسم تشکيل شده: 1-اسم مثل: حسين. 2- فعل مثل: ضَرَبَ. 3- حرف مثل: فی که بايد برای آشنايی با محيط اطراف خود نام برخی از اشيا را بدانيم. پس يادگيری ترجمه ی کلمات عربی در زبان فارسی ضروری است. مثال: در= باب، تخته= لوح    درس دوم هذا و هذه براي اشاره ي نزديک، در مورد اسم های مذکر و مونث در زبان فارسی از کلمه « اين »  استفاده می کنيم. اما در زبان عربی برای مذکر از «هذا» و برای مونث از «هذة» که به آن اسم اشاره می گويند، استفاده می کنيم. بنابر اين برای اسم هايي که آخر آن ها ة داشته باشد هذة بکار می بريم و برای اسم هايي که آخر آن ها ة نداشته باشد هذا بکار می بريم. مثال: هذا جدارٌ = اين ديوار است. هذة قَريتٌ = اين آبادی است. درس سوم کلمات پرسشی کلمات پرسشی کلماتی هستند که برای پرسش در موارد خاصی بکار می روند. مانند: هل = آيا هَل براسی پرسش در مورد درستی يا نا درستی مطلبی بکار می رود. و در جواب آن از نعم به معنی بله و از لا به معنی نه استفاده می کنيم. درس چهارم اشاره به دور برای اشاره به اشخاص ، اشيا يا مکان هايي که دور هستند از اسم های اشاره به دور استفاده می کنيم.                                  1)         اسم اشاره به دور برای مفرد مذکر: هرگاه بخواهيم به مفرد مذکر اشاره کنيم از ذلِکَ به معنی آن استفاده می کنيم. مثل: ذلِکَ رَجُلٌ = آن يک مرد است.                                  2)         اسم اشاره به دور برای مفرد مونث: هر گاه بخواهيم به مفرد مونث اشاره کنيم از تِلکَ به معنی آن استفاده می کنيم. مثل: تِلکَ اِمرَأةَ = آن يک زن است.    نکته: دلِکَ و تِلکَ هردو برای اشاره به دور به کار می روند. نکته: ذلِکَ معمولا همراه با کلماتی مي آيد که آخر آن ها ة نباشد. نکته: تلِکَ معمولا همراه با کلماتی مي آيد که آخر آن ها ة باشد. مفرد مذکر مفرد مونث ذلک: آن تلک: آن هذا: اين هذة: اين درس پنجم   کلمه ی پرسشی مَن مَن يکی ديگر از کلمه ها ی پرسشی در زبان عربی است و برای سوال در مورد اشخاص، افراد و شغل آن ها استفاده مي شود و به معنی ( جه کسی؟) است. مثال: مَن هو؟ هو علیٌ. = او کيست؟ او علی است. ü     اگر مفرد مذکر باشد، می گوييم: مَن هو؟ ü     اگر مفرد مونث باشد، می گوييم: مَن هی؟ درس ششم کلمه ی پرسشی  أينَ يکی از کلمه ها پرسشی در زبان عربی است. هرگاه بخواهيم در مورد مکان چيزي يا کسی سوال کنيم از أينَ استفاده می کنيم که اين کلمه به معنی (کجا) است. مثال: أينَ الطالِبُ؟ دانش آموز کجاست؟ برای پاسخ دادن به اينگونه پرسش ها از کلمه های زير استفاده مي کنيم:   أمام = روبه رو، مقابل، جلو خَلفَ = پشت، پشت سر تَحتَ = زير، پايين فَوقَ = بالای، روی عِندَ = نزد، کنار، پيش فی = در (داخل)، درون، تو جَنبَ = کنار، بغل، پهلو عَلی = بر، بر روی مثال: أينَ التِّلميذُ؟ التِّلميذُ خَلفَ الباب. دانش آموز کجاست؟ دانش آموز پشت در است.   درس هفتم اسمی مانند « شَجَرَة » يا « قَلَمً » را در نظر بگيريد که به ترتيب به يک درخت و يک خودکار اشاره دارند. فرض کنيد که می خواهيد به جای آن که بگوييد يک درخت، بگوييد دو درخت؛ در اينجا از اين روش استفاده کنيد: به اين ترتيب که به آخر اسم مورد نظر (الف و نون)       (ان) يا (يآء و نون)        (ينِ) اضافه کنيد، به اين صورت به يک اسم مثنی که بر دو چيز يا دو فرد اشاره می کند، دست پيدا می کنيد.                                                                                                                          ان        شَجَرَتان (دو درخت) مثال:شَجَرَة+                        ين      شَجَرَتَين (دو درخت) حال که با طريقه ی ساخت اسم ها مثنی آشنا شده ايم؛ پس بهتر است با اسم های اشاره ی آن هم آشنا شويم: مذکر مونث هذان- هذَين هاتان- هاتَين   ü     مثال: هذان طالبان- هذَين طالِبَين. ü     مثال:هاتان طالِبَتان- هاتَين طالبَتَين. درس نهم اسم جمع اسمی است که بر چند فرد، چند چيز، چند صفت و يا چند مفهوم دلالت می کند و در عين حال، مفرد هم داشته باشد. جمع و اقسام آن جمع بر سه نوع است: 1.      جمع مذکر سالم. 2.      جمع مونث سالم. 3.      جمع مکسر. جمع مذکر سالم اين جمع عموماً اختصاص به نام و صفت فرد مذکر دارد و اسم های ديگر را نمی توان به اين شيوه جمع کرد. جمع مذکر سالم دو علامت دارد: 1.      ون           عالمٌ (مفرد)          عالِمونَ (جمع مذکر سالم) 2.      يِنَ         عالماً (مفرد)        عالِمَين (جمع مذکر سالم) نکته: دو علامت (ون – ين) از نظر معنی هيچ تفاوتی ندارد. ولی هرگاه بخواهيم از جمع مذکر سالم در اول جمله استفاده کنيم، از (ون) بهره می بريم. مثال: المعلّمونَ فی المدرسة. نکته: برای ساختن جمع مذکر (ون و ين) را به آخر کلمه ی مفرد اضافه می کنيم. جمع مونث سالم اين جمع برای جمع بستن اسم مونث بکار می رود. اين جمع با افزودن (ات) به آخر اسم مفرد انجام می شود. مفرد جمع مونث سالم آية آيات المعلمة المُعلمات التلميذة التلميذات اسم های اشاره برای جمع برای اشاره به چند شخص (سه نفر يا بيشتر) از دو نوع اسم اشاره استفاده می کنيم: الف: اشاره به نزديک: جمع مذکر جمع مونث هؤلاءِ (اينها) هؤلاءِ (اينها)   مثال: هؤلاءِ مُعلمونَ = اين ها معلم های مرد هستند. ب: اشاره به دور: جمع مذکر جمع مونث أولئِکَ (آنها) أولئِکَ (آنها) مثال: أولئِکَ معلمومن = آنها معلم های مرد هستند. نکته: بايد توجه داشت که  (هؤلاءِ و أولئِکَ) تنها برای جمع انسان  بکار می رود   و  آن دو  برای مذکر  و  هم  مونث  بکار  می  روند. درس دهم جمع مکسر به جمعی می کويند که شکل مفرد آن هنگام جمع بستن تغييری می کند. مثل: أشخاص    مفرد        شخص بايد دقت کرد که ساختن اين جمع قواعد خاصی ندارد. نکته: بعضی کلمه ها با اين که (ات) در آخر آن ها است، جمع مونث سالم نيستند، برای تشخيص سالم يا مکسر بودن آن بايد (ات) را از آخر آن ها برداريم که اگر مفرد آن بدست آمد سالم است و در غير اين صورت مکسر است. مثال: اوقات           اوق           چون مفرد بدست نيامد پس مکسر است. درس يازدهم اقسام کلمه اسم: کلمه ای که دارای معنی مستقلی بوده و زمان از آن فهميده نمی شود. مثل: محمد و ... . دو علامت آن داشتن «ــٍـُـًـ» و (ال) در اول آن است. ü     هيچ گاه دو نشانه ی اصلی فعل (داشتن «ــٍـُـًـ» و (ال) در آخر آن) با يکديگر نمی آيند. ü     هر کلمه ای که آخر آن «ة» داشته باشد، اسم است. ü     هرکاه کلمه ای بعد از «يا» بيايد اسم است. ü     اسم های اشاره، ضمير ها، صفت ها، عدد ها و... جزو اسم ها هستند. فعل: کلمه ای که است که انجام گرفتن کاری يا روی دادن حالتی در زمانی را بيان می کند. مثل: (وَصَلَت) حرف: کلمه ای است که به تنهايي دارای زمان و معنی مستقلی نيست. مثل: علی، إلی و ... .  اسم از نظر تعداد 1.        مفرد 2.        مثنی 3.       جمع   پايان سال اوّل راهنمايي             سال دوم راهنمايي درس اول دوره ای از سال اول راهنمايي درس دوم فعل ماضی فعل ماضي بر انجام کار يا پذيرفتن حالتی در زمان گذشته دلالت می کند. اولين صيغه ی فعل در زبان عربی، غايب است. يعنی فعلی که در مورد شخص ثالث (غايب) به کار می رود. ضمير «هوَ» به معنی « او » برای مفرد مذکر غايب و ضمير «هی» به معنی «او» برای مفرد مونث غايب بکار می رود. مثال: هو خَرَجَ. = او خارج شد. (مفرد مذکر غايب)   هی خَرَجَ. = او خارج شد. (مفرد مونث غايب)  برای ساخت فعل ماضی غايب به سراغ ريشه ی فعل برويم. منظور از ريشه ی فعل، سه حرف اصلی تشکيل دهنده ی آن است. مثال: خَرَجَت          خَرَجَ ü     فعل از اين ريشه ها ساخته شده که در تمام صيغه ها تکرار می شود. درس سوم تعريف فعل ماضی: انجام دادن کار يا روی دادن حالتی در زمان گذشته را فعل ماضی می گويند.   فعل ماضی را در زبان عربی چگونه می سازند؟ ÿ  قسمت اصلی تمامی فعل ها در زبان از سه حرف اصلی تشکيل شده. (ريشه ی فعل) ÿ  با قرار دادن سه حرف اصلی هر فعل، در کنار هم اولين صيغه ی فعل ماضی درست می شود. ÿ  حال که با ساخت اولين صيغه ی فعل از فعل های ماضی آشنا شديد، کافی است با افزودن ضمير متصل فاعلی که شخص انجام دهنده ی فعل را نشان می دهد، بقيه ی فعل های ماضی را درست کنيد. صرف فعل غايب ماضی با توجه به جدول زير به ترتيب صيغه ی فعل غايب را می شناسيم. مذکر صيغه ی 1 مفرد مذکر غايب صيغه ی 2 مثنای مذکر غايب صيغه ی 3 جمع مذکر غايب مونث صيغه ی 1 مفرد مونث غايب صيغه ی 2  مثنای مونث غايب صيغه ی 3 جمع مونث غايب   درس چهارم صيغه ی7: مفرد مذکر مخاطب: فَعَلتَ ضمير منفصل فاعلی مناسب برای مفرد مذکر مخاطب (أنتَ) است. مثال: أنتَ سألتَ. = تو سوال کردی. اسم مناسب: هر اسم مفرد مذکری که پس از «يا» و «اَيُها» بيايد. مثل: يا حسينُ. اَيُها حرف ندا است و برای صدا زدن شخص مذکر مخاطب بکار می رود. ضمير متصل فاعلی: تَ که به حروف اصلی وصل می شود. أنتَ معادل تَ است و قبل فعل می آيد. مثل: أنتَ حَمَلتَ. = تو حمل کردی. شماره ی صيغه نام صيغه ضمير منفصل ضمير متصل فعل مناسب مثال 7 مفرد مذکر مخاطب أنتَ تَ فَعَلتَ کَتَبتَ   صيغه ی 10: مفرد مونث مخاطب: فَعَلتِ ضمير منفصل فاعلی مناسب برای مفرد مونث مخاطب «أنتِ» است. مثل: أنتِ دَخَلتِ. = تو داخل شدی. اسم مناسب: هر اسم مفرد مونثی که پس از «يا» و «اَيَتُها» بيايد. مثل: ايَتُها الطالبة. اَيُها حرف ندا است و برای صدا زدن شخص مونث مخاطب بکار می رود. ضمير متصل فاعلی: تِ که به حروف اصلی وصل می شود. أنتَ معادل تِ است و قبل فعل می آيد. مثل: أنتِ حَمَلتِ. = تو حمل کردی. شماره ی صيغه نام صيغه ضمير منفصل ضمير متصل فعل مناسب مثال 10 مفرد مذکر مخاطب أنتَ تَ فَعَلتَ کَتَبتَ     درس پنجم شش صيغه ی غايب مذکر غايب مونث غايب ذَهَبَ ذَهَبَت ذَهَبا ذَهَبَتا ذَهَبوا ذَهَبنَ   شش صيغه ی مخاطب مذکر مخاطب مونث مخاطب ذَهَبتَ ذَهَبتِ ذَهَبتُما ذَهَبتُما ذَهَبتُم ذَهَبتُنَّ   هر کدام از اين صيغه ها ضمير مخصوص به خود را دارند. ضمير کلمه ای است که به جای اسم به کار می رود. ضماير شش صيغه ی غايب در جدول زير آمده است: مذکر مونث هُو هِیَ هُما هُما هُم هُنَّ ضماير شش صيغه ی مخاطب در جدول زير آمده است: مذکر مونث أنتَ أنتِ أنتُما أنتُما أنتُم أنتنَّ   درس ششم صرف فعل ماضی در دو صيغه ی متکلم صيغه ی 13: متکلم وحده صيغه ی 14: متکلم مع الغير ÿ  دو صيغه ی متکلم در عربی مانند فارسی است؛ يعنی اولا مذکر و مونث ندارد، ثانياً برای دو نفر هم جکع به کار می رود. ضماير منفصل فاععلی صيغه های متکلم متکلم وحده: أنا = من متکلم مع الغير: نحنُ = ما ضماير متصل مفعولی صيغه های متکلم متکلم وحده: ي = من را متکلم مع الغير: نا = ما را درس هفتم و هشتم فعل مضارع نوعی از فعل است که انجام شدن کار را در زمان حال و آينده نشان می دهد. در زبان عربی برای ساختن فعل مصارع بايد يکی از حروف «ی، ا، ت، ن» را به ابتدای حروف اصلی يک فعل اضافه می کنيم. مثال: يَ+ ذَهَبَ = يَذهَبُ صرف شش صيغه ی غايب از فعل مضارع صيغه ی 1: مفرد مذکر غايب. علامت: یَ- ــُ ضمير منفصل فاعلی: هُو مثال:هُو َذهَبُ. صيغه ی 2: مثنی مذکر غايب. علامت: یَ- ــَ ان ضمير منفصل فاعلی: هُما. مثال: هُما يَسمَعان. = آن دو مرد می شنوند. صيغه ی 3: جمع مذکر غايب. علامت: یَ- ــُ ون ضمير منفصل فاعلی: هُم مثال: هم يَلعَبون. صيغه ی 4: مغرد مونث غايب. علامت: تَ- ــُ ضمير منفصل فاعلی: هی مثال: هی تَفعَلُ. صيغه ی 5: مثنی مونث غايب. علامت: تَ- ــَ ان ضمير منفصل فاعلی: هما مثال: هُما تَفعَلان. صيغه ی 6: جمع مونث غايب. علامت: یَ- نَ ضمير منفصل فاعلی: هُنَّ مثال: هُنَّ يَفعَلنَ. درس نهم صرف دو صيغه ی مخاطب فعل مضارع صيغه ی7: مفرد مذکر مخاطب. علامت: تَ ضمير منفصل فاعلی: أنتَ مثال:أنتَ تَفعَلُ. صيغه ی10: مفرد مونث مخاطب. علامت: تِ ضمير منفصل فاعلی: أنتِ مثال: أنتِ تَفعَلينَ.   درس دهم صيغه ی8: مثنای مذکر مخاطب. علامت: تَ ضمير منفصل فاعلی: أنتُما مثال: أنتُما تَفعَلان. صيغه ی9: جمع مذکر مخاطب. علامت: تَ ضمير منفصل فاعلی: أنتُم مثال: أنتُم تَفعَلونَ. صيغه ی11: مثنای مونث مخاطب. علامت: تَ ضمير منفصل فاعلی: أنتُما مثال: أنتُما تَفعَلان. صيغه ی12: جمع مونث مخاطب: علامت: تَ ضمير منفصل فاعلی: أنتُنَّ مثال: أنتُنَّ تَفعَلنَ. درس يازدهم و دوازدهم متکلم در لغت به معنای گوينده است. دراصطلاح، فعلی است که گوينده ی آن، خود، کننده ی کار است. متکلم ها بر خلاف غايب و مخاطب دارای دو صيغه اند.                        1)           متکلم وحده: مفرد است و در آن جنس مطرح نيست. ضمير متصل و منفصل برای متکلم وحده به ترتيب ی و أنا است و علامت صيغه ی آن هم أ می باشد. مثال: أنا أجلِسُ = من می نويسم.                        2)          متکلم مع الغير: به جای جمع و مثنای مذکر و مونث می آيد. ضمير متصل و منفصل برای متکلم وحده به ترتيب نا . نحنُ است و علامت صيغه ی آن (نَ) است.   پايان سال دوم راهنمايي               سال سوم راهنمايي درس اول مروری بر سال دوم راهنمايي درس دوم وزن کلمات به مجموعه کلمات زير توجه کنيد: کَتَبَ،يَکتُبُ،کاتِب،مَکتُوب،مُکاتِبَه،مَکتَب،کِتاب،کُتُب همه ی کلمات فوق درسه حرف(ک ت ب)مشترک اندکه به آن حرف اصلی می گويند. همانطور که در سال گذشته گفته شد در زبان عربی هرکلمه از سه حرف اصلی تشکيل شده است .مثل: فَعَلَ حرف اول را فاء الفعل وحرف دوم را عين الفعل وحرف سوم را لام الفعل می نامند.مثل: نَصَرَ (ن) فاء الفعل و(ص) عين الفعل و( ر) لام الفعل می باشد. نکته:حرف ديگری هم هستند که در بين اين حروف قرار می گيرند و وزن های خاصی را تشکيل می دهند و به اين حروف ،حروف زائد می گويند.  اکنون به مجموعه کلمات زير  دقت کنيد:   مَکتُوب،مَنصُور،مَجبُور،مَقتُول،مَرحُوم،مَفهُوم،مَحکُوم،مَنظُور همه کلمات فوق هم وزن هستند.  برای ساختن وزن های مختلف به روش زير عمل می کنيم: وزن فاعل: از نَصَرَ=ناصِر وزن مفعول: از نَصَرَ=مَنصُورم                     وزن فعيل: از نَصَرَ=نَصير نکته:جای حروف اصلی هميشه ثابت اما خود حروف تغيير پذير است. اما حروف زائد هم خود حرف وهم جايشان هميشه ثابت است. درس سوم   کلمات پرسشی   هَل: يکی از کلمات پرسشی هل به معنی(آيا) می باشد.که در پاسخ آن از نعم (بلی) ولا(خير)استفاده می کنيم. مثل: هَل يَذهَبُ عَلیٌ اِلَی البَيت ؟ نَعَم، يَذهَب ُعَلیٌ اِلَی البَيت. نکته: هرگاه سوال از شش صيغه غايب شود با همان صيغه جواب می دهيم وهر گاه سوال از مفرد مذکر و مفرد مونث مخاطب شود با متکلم وحده جواب می دهيم وهرگاه از مثنی مذکر و مونث و جمع مذکر ومونث مخاطب سوال شود با متکلم مع الغير جواب می دهيم.مثل: هَل تَذهَبينَ اِلَی المَدرِسَه؟ نَعَم، يَذهَبِ عَلیٌ اِلَی البَيت. مَن: به معنی کيست يا چه کسی می باشد و برای سوال از  انسان به کار می رود. مثل: مَن هُو؟ هُوَ طالِبُ.   ما :به معنی چيست يا چه چيزی می باشد و برای سوال ازاشياء وحيوانات به کار می رود. مثل:ما هذِه ؟ هذِه فِراشَه.  انجام نگرفتن کاری را فعل منفي گويند. روش ساخت فعل منفی: فعل ماضی منفی= ما + فعل ماضی مثل: ما + ذَهَبَ= ماذَهَبَ فعل مضارع منفی=لا + فعل مضارع مثل:لا + يَذهَبُ= لايَذهَبُ روش ساخت فعل مستقبل(آينده): انجام گرفتن کاری در زمان آينده را گويند. سين يا سوف + فعل مضارع= فعل مستقبل مثل:سين يا سوف + أذهَبُ(می روم)= سَأذهَبُ يا سوف أذهَبُ (خواهم رفت) نکته: سين برای آينده نزديک و سوف برای آينده دور بکار می رود. درس چهارم      فعل امر: درلغت به معنی دستور و فرمان است و در اصطلاح  بر طلب انجام کار يا پديد آمدن حالتی دلالت می کند.    فعل امر مانند مضارع دارای چهارده صيغه و بر دو نوع می باشد.   امر به لام: شش صيغه غايب و دو صيغه متکلم که مورد بحث ما نمی باشد.  امر به صيغه: شش صيغه مخاطب می باشد.   نکته:کليه ي صيغه های امر از مضارع ساخته می شود. روش ساخت فعل امر به صيغه(امر مخاطب):     الف- حذف حرف مضارع(ت) از اول فعل:    تَضرِبُ- ضرِبُ    ب- برای جلوگيری از ابتدا به ساکن همزه ای بر سر آن می آوريم. ضرِبُ -  اضرِبُ    ج- حرکت دادن به همزه با توجه به عين الفعل (دومين حرف اصلی)    -اگر عين الفعل مفتوح يا مکسور باشد همزه را کسره می دهيم. اِِضرِبُ    -اگر عين الفعل مضموم بود همزه را ضمه(__ُ__)می دهيم. اُخرُجُ    د- مجزوم کردن يعنی حذف علائم رفع (ضمه- ن)    از آخر فعل اِضربُ - اِِضرِب    فعل امر مفرد مذکر مخاطب: تَذهَبُ    ذهَبُ – اذهَبُ – اِذهَبُ - اِذهَب    فعل امر مفرد مونث مخاطب: تَذهَبينَ     ذهَبينَ - اذهَبينَ - اِذهَبينَ – اِذهَبی درس پنجم    فعل امر مثنی مذکر و مثنی مونث مخاطب: تَذهَبانِ    ذهَبانِ -   اذهَبانِ -   اِذهَبانِ -   اِذهَبا    فعل امر جمع مذکر مخاطب: تَذهَبُونَ    ذهَبُونَ -   اذهَبُونَ -   اِذهَبُونَ -   اِذهَبُو ا    نکته: در جمع مذکر مخاطب بعد از حذف نون(الف) قرار می دهيم که خوانده نمی شود و به آن(الف)زينت گفته ميشود.    فعل امر جمع مونث مخاطب: تَذهَبنَ    ذهَبنَ -   اذهَبنَ -   اِذهَبنَ -   اِذهَبنَ    نکته: در جمع مونث مخاطب (ن) حذف نمی شود. درس ششم   فعل نهی : درلغت به معنی بازداشتن از کاری است. فعل نهی برای شش صيغه فعل مضارع مخاطب بکار می رود. روش ساخت فعل نهی: الف- قراردادن (لا) ابتدای فعل مضارع. تَضرِبُ = لاتَضرِبُ ب- مجزوم کردن يعنی حذف علائم رفع( __ُ_ ن ) ازآخر فعل لاتَضرِبُ = لاتَضرِب نکته: در جمع مذکرمخاطب پس از حذف(ن) الف زينت قرار می دهيم .لاتَضرِبُوا و در جمع مونث مخاطب (ن) حذف نمی شود. لاتَضرِبنَ درس هفتم جمله دارای دو نوع است: ÿ  اسميه: جمله ای است که با اسم شروع می شود. ÿ  فعليه: جمله ای است که با فعل شروع می شود. جمله ی اسميه دارای دو رکن است: مبتدا و خبر. مبتدا اسمی است مرفوع که در اول جمله ی اسميه می آيد. مبتدا معمولاً (ال) می گيرد که در اين صورت نمی تواند تنوين بگيرد و اسمی که (ال) دارد تنوين نمی گيرد. نام اشخاص مونث هيچگاه (ال) و تنوين نمي گيرد. چون اسم شخص است معرفيه به علم است و احتياج به ال ندارد و چون غير منصرف اند تنوين نمی گيرند. خبر قسمتی از جمله است که معنای مبتدا را کامل می کند. خبر ممکن است اسم يا فعل باشد که اگر اسم باشد حتماً مر فوع است. ÿ  مبتدا + خبر = جمله ی اسميه    مثال: الکتابُ مفيدٌ = کتاب مفيد است. درس هشتم جمله ای که با فعل شروع می شود فعليه نام دارد. جمله ی فعليه دارای دو رکن اصلی است: فعل و فاعل. فاعل اسمی است مرفوع که از لحاظ جنس و تعداد بايد با فعل مطابقت، داشته باشد. ÿ  هرگاه فاعل در جمله باشد، فعل در ابتدای جمله به صورت مفرد می آيد. حتی اگر فاعل مثنی يا جمع باشد. ÿ  فعل + فاعل + ... = جمله ی فعليه کَتَبَ علیٌ. = علی نوشت. درس نهم در برخی جملات ارکان ديگری به جز مبتدا مبتدا، خبر، فاعل، فعل وجود دارد که از جمله آن ها مفعول و جار و مجرور است. حروفی وجود دارند که باعث می شوند اسم بعد از آن ها کسره شوند؛ که حروف جر نام دارند.                        فی = در                        إلی = بسوی برخی حروف جر    علی = بر                        بِ = به                        مِن = از   ü     حرف جر + اسم مکسور = جار و مجرور مثال: کَتَبَ علیٌ رساله فی الغرفه. فعل:    کَتَبَ    فاعل و مر فوع:  علیُ     مفعول و منصوب: رساله   جار و مجرور: فی الغرفه پايان سال سوم راهنمايي

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبليغات

نظرات ارسال شده

ما را دنبال کنيد

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

همکاران و دوستان

لینک های مفید

ارتباط با مدير

ارتباط با مدير